تبليغاتX
 جنبش مردمی سیستان ،خراسان ،هرمزگان،

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که در درگیری روز دوشنبه در کوههای پیرسوران یک بالگرد کبرای رژیم توسط مبارزان مندم گردیده که روز چهارشنبه پاره های آن با یک تریلی به زاهدان منتقل شد و سه بالگرد دیگر نقص برداشتند.

همچنین طبق گزارش دقیق در این درگیری 43 تن از پاسداران رژیم به هلاکت رسیده و 18 تن دیگر شدیدا مجروح شدند که هم اکنون در بیمارستان نبی اکرم و تحت مراقبت سپاه پاسداران بستری هستند.

طی این اطلاعیه جنبش به اطلاع مردم می رساند که روز چهارشنبه نیروی هوائی رژیم باری دیگر به بمباران هوائی کوههای پیر سوران و کوههای درکان و قسمت جنوبی کوههای رودماهی و همچنین قسمتهائی از مناطق جنوب بم و کوههای جبال بارز پرداختند.

جنبش مقاومت ضمن محکوم نمودن بمباران مناطق مسکونی بلوچستان توسط رژیم ولایت فقیه به رژیم هشدار می دهد که بمبارنها را متوقف نماید در غیر این صورت منتشر تاکتیکهای جدید جنبش باشد و جنبش می تواند برای جلوگیری از این بمبارانها به روشهای دیگری متوسل شود.

طی این اطلاعیه جنبش از جوانان بلوچستان می خواهد تا هر چه سریع تر به صفوف مبارزان بپیوندند زیرا امروز هیچ راهی برای رسیدن به عزت و آزادی جز مبارزه مسلحانه نیست و دلاورمردان جنبش در عملیاتهای خود و خصوصا عملیات اخیر نشان دادند که چگونه می توانند رژیمی که دم از اقتدار می زند را به زانو در بیاورند و نیروهای بزدلش را مجبور به عقب نشینی نمایند.

جوانان
سوگند به خدا که رژیم را توان ایستادگی در برابر شما سلحشوران نیست و اگر همه شما با اراده آهنین به پا خیزی مزدوران رژیم لحظه ای هم در برابر ایمان و غیرت و شهامت شما نتوانند ایستاد.

برادرانتان در میدان نبرد منتظر ملحق شدن شما به صفوفشان هستند تا یکپارچه و با اقتداری بیشتر هر چه زودتری به سایه پلید رژیم ولایت فقیه از سر مردم مظلوم خاتمه دهند.

جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)




نوشته شده توسط جندالله در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 13:24 موضوع | لینک ثابت


اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام حق
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران پیروزی بزرگ دلیرمردان ایمان ، غیرت و شهامت بر بزدلان کفر، خفت و شقاوت در معرکه افتخار آمیز دومگ را به مردم ستمدیده بلوچ ، خانواده شهدای بزگوار و خصوصا به سرمچاران غیور تبریک می گوید.
این معرکه بزرگ که از بامداد روز شنبه شروع و بعد از ظهر روز دوشنبه به پایان رسید منجر به هلاکت و مجروحیت بیش از 100 پاسدار شد و پاسداران رژیم که از زمین و هوا مجهز بودند پس از ناکامی رسوا آمیز و تلفاتی سنگین منطقه را ترک دادند.
در این معرکه مبارزان قدرت ایمان و اعتقاد را به نمایش گذاشته و نشان دادند که هیچ قدرتی توان شکستن قدرت ایمان را ندارد و از سوی دیگر نیروهای رژیم بیچارگی و بزدلی خویش را کاملا به نمایش گذاشتند طوریکه با شنیدن صدای گلوله پا به فرار گذاشته و متفرق و پراکنده می شدند و قسم به ذات الله که اگر پشتیبانی همه جانبه نیروی هوائی با آنان نمی بود لحظه ای هم در برابر مبارزین نمی ایستادند.
این معرکه یکی از پرتلفات ترین درگیریها برای رژیم ولایت فقیه ثابت شد و رژیمی که هزاران نیرو به منطقه گسیل داشت با ناکامی و رسوائی بازگشت.
در این درگیری فقط 4 تن از مبارزان جام شهادت نوشیده و به ملاء اعلی پیوستند این چهار غیور مرد عبارتند از فرمانده احمد وفائی از مسئولان نظامی جنبش واز اولین اعضای جنبش ، او در سال 82 که بیست و دو سال داشت به جنبش پیوست و زندگی اش را کاملا وقف جنبش نمود شهید دیگر الله نظر کبدانی از ساکنان گوهرکوه خاش بود که در سال 85 به جنبش پیوست و شهید دیگر نادر ریگی بود که در سال 85 به جنبش ملحق شد و شهید دیگر ناصر شه بخش برادر حاجی درا شه بخش بود که دو ماه پیش به جنبش پیوسته بود.
لازم به ذکر است که فرماندهی عملیات دومگ را فرمانده منصور بر عهده داشت که بعد از ظهر روز دوشنبه پس از سه روز درگیری با دیگر همرزمانش به پایگاههای جنبش بازگشتند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)


نوشته شده توسط جندالله در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت


اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اعلام می دارد که در برابر آزادی دو عضو جنبش که ماهها پیش توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده بودند یک تن از پاسداران رژیم آزاد گردید.
و جنبش مقاومت ادعاهای دروغین معاونت فرماندهی نیروی انتظامی در مورد آزادی بدون معاوضه پاسدار و همچنین زنده بودن دیگر پاسداران را تکذیب می نماید.
طی این اطلاعیه جنبش اعلام می دارد که 2 پاسدار دیگر هنوز در بازداشت به سر می برند و اگر رژیم اعضای جنبش را آزاد نکند آن دوپاسدار هم به زودی اعدام خواهند شد.

جنبش مقاومت مردمی ایران

 

بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران شایعات پخش شده توسط وزارت اطلاعات در بلوچستان را مبنی بر مذاکرات بین جنبش و رژیم ولایت فقیه را به شدت تکذیب می نماید و اعلام می دارد که هیچ مذاکره ای بین جنبش و رژیم ولایت فقیه صورت نگرفته است و جنبش در هیچ صورت تن به مذاکره مخفی با رژیم نمی دهد و تا خروج همه نیروهای متجاوز از بلوچستان جنبش به مبارزه خود علیه رژیم ادامه می دهد.
مزدوران رژیم در بلوچستان شایعه کرده اند که برخی از عناصر خود فروخته و خائن امثال علی نوائی بین رژیم و جنبش پادرمیانی کرده و واسطه شده اند در حالی که جنبش نه تنها با چنین افراد خائن و مزدوری گفتگو نمی کند بلکه آقای علی نوائی در لیست سیاه جنبش قرار دارد و به خاطر جنایاتش در حق ملت بلوچ مجازات خواهد شد.
رژیم با اشاعه چنین اکاذیبی می خواهد جوانان را مایوس کرده و از پیوستن آنان به جنبش جلوگیری نماید ولی مردم و جوانان بلوچ امروز هوشیار و بیدارند و رژیم نمی تواند با چنین نیرنگهای کور و بی اساسی جوانان این دیار را بفریبد.
هدف جنبش رسیدن مردم بلوچ و جامعه اهلسنت به عزت و آزادی و حق تعیین سرنوشت می باشد و تا رسیدن به این هدف جنبش به هیچ صورت با رژیم ولایت فقیه مذاکره نخواهد کرد زیرا جنبش معتقد است در سایه پلید رژیم ولایت فقیه رسیدن به این هدف میسر نمی باشد و باید رژیم ولایت فقیه سرنگون گردد و جنبش از این خواسته خویش که خواسته مردم می باشد به اندازه سر سوزنی هم عقب نشینی نخواهد کرد.
جنبش مقاومت گفتگو و سازش با رژیمی که علنا به جنگ با مردم پرداخته و مشاعر و مقدسات مردم را با اهانت مورد حمله قرار داده را خیانت به خون و آرمان شهدا می داند و هرگز تن به آن نخواهد داد.
دلیرمردان جنبش با خدای خود عهد کرده اند تا زمانیکه به آرمان شهداء جامه عمل نپوشانده اند دست از جهاد و مبارزه برندارند و تا آخرین قطره خون در برابر جنایتکاران ایستادگی نمایند.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت از علمای اهلسنت می خواهد تا با حفظ وحدت و یکپارچگی و با اتخاذ موضعی مقتدرانه و دلیرانه در برابر رژیم بایستند و نگذارند رژیم در طرح جداسازی مردم از علماء موفق شود زیرا رژیم در صدد است با استفاده از عناصر خودفروخته و درباری از میان قشر علماء از نقش علمای ربانی در منطقه بکاهد و اگر علمای ربانی ساکت بمانند و نتوانند مردم را بسیج نمایند به طرح رژیم کمک کرده اند و در نتیجه این ضرر متوجه جامعه خواهد شد.
همچنین رژیم در صدد است با استفاده از سرمایه داران و سرداران مخبر و خودفروخته از نقش سفید ریشان مردمی بکاهد و بدین صورت جامعه را تحویل عده ای مخبر و جاسوس و خود فروخته دهد و این امر هوشیاری سفیدریشان را می طلبد تا با درایت در برابر این توطئه رژیم ایستادگی نمایند.
جنبش مقاومت به علماء هشدار می دهد مواظب باشند تا خود را از عناصر خودفروخته رژیم دورنگه دارند زیرا امروز متاسفانه بسیاری از عناصر خود فروخته رژیم که حتی دستشان به خون مردم و حتی خون مولانا عبدالملک رحمه الله آلوده است از مقربین علمائی هستند که زعامت مردم را در دست دارند و این بزرگترین خطری است که نقش علمای منطقه را تهدید می نماید و باید علمای کرام بیش از این مواظب ترفندهای رژیم باشند.
جنبش مقاومت به علمای کرام توصیه می کند تا با کوشش و تلاشی بیشتر در چارچوب همان فعالیتهای فرهنگی به باروری افکار و اندیشه های جوانان و مردم بپردازند و تلاش نمایند جوانان و مردم را با حقیقت اسلام و ایمان آشنا نمایند و سکوت و عدم اظهار حق بزرگترین خیانت به اسلام و مسلمانان است.
علمای کرام به جای اتخاذ موضع دفاعی و ضعیف رژیم عملکرد رژیم را هدف انتقاد قرار دهند و به شدت به اعمال ننگین رژیم حمله نمایند و رژیم را مجبور به پاسخگوئی در برابر این جنایت نمایند و اصلا رژیم و مزدورانش در بلوچستان سرزمین مردم بلوچ چه حقی دارند و چرا باید متجاوزان بیگانه چنین به مقدسات مالکان این سرزمین اهانت روا دارند.
همچنین علماء باید در فکر تربیت و شعور دهی به مردم باشند و اگر با وجود این همه جنایت همچنان معتقد به مبارزه مسالمت آمیز هستند باز هم باید در میدان مبارزه مسالمت آمیز به تربیت رجال بپردازند در غیر این صورت نمی توانند به هیچ نوع مبارزه ای متوسل شوند.
جنبش به علمای ربانی متذکر می شود تا به خاطر حرمت مدرسه دینی و کلام الهی که از چاه فاضلاب بیرون شد و مردم سیاست ضعیف را کنار نهند و نگذارند بیش از این رژیم پلید ولایت فقیه به مردم و مقدسات مردم تعرض نماید.
در این اطلاعیه جنبش به مردم بلوچستان توصیه می نماید تا با عملکرد خویش نشان دهند که هیچ مشروعیتی برای رژیم قائل نیستند و جراتمندانه در برابر رژیم بایستند زیرا هیچ قدرتی نمی تواند در برابر مقاومت مردم ایستادگی نماید.
برخی چنین می اندیشند که بدون حمایت کشوری دیگر نمی توان به مبارزه علیه نظام پرداخت در حالی که سوگند به ذات الله در مبارزه نیاز به حمایت شرق و غرب نیست و فقط ایمان و اعتقاد و یقین بر الله است که ما را در مبارزه پیروز می نماید و اگر همه مردم برخیزند و به آرمان خود اعتقاد داشته باشند پیروزی و آزادیشان حتمی است.
و ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
نصر من الله و فتح قریب
و فرزندان جنبش مقاومت تنها با اتکا بر الله و بدون دریافت هیچگونه کمکی از غرب و شرق توانسته اند اقتدار مردم این دیار را به سردمداران تهران نشان دهند و به امید الله در این مسیر پیروز خواهند شد.
ان شاء الله
رژیم تهران جهت سرپوش نهادن بر ضعف و ناتوانی خویش به دلیرمردان جنبش اتهام وابستگی به غرب می زند اما الله می داند که فرزندان این دیار هیچ کمکی از هیچ قدرتی دریافت نکرده اند و تنها با توکل بر الله این جهاد را آغاز کرده اند و تا پیروزی و غلبه بر ظلم و ستم به راهشان ادامه خواهند داد.
جنبش از مردم می خواهد تا در برابر رژیم و مزدورانش قیام نمایند و حداقل مخبرین و جاسوسان که همیشه بزرگترین ضربه ها را به مردم وارد کرده اند را از بین ببرند و اگر مخبران و جاسوسان از بین برده شوند دیگر هیچ توانی برای رژیم در منطقه باقی نمی ماند و رژیم تکه پاره خواهد شد.
همچنین جنبش از مردم بلوچ می خواهد مواظب توطئه های رژیم باشند زیرا نهادهای مختلف رژیم اعم از وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و ستاد تامین در حال طرحی برای به جان انداختن طوائف بلوچ علیه یکدیگر می باشد و مردم باید با هوشیاری این توطئه را خنثی نمایند.
مردم!
ما دیگر ناروئی و شه بخش و ریگی و نهتانی و کرد و.... نیستیم، یک ملتیم و یک دین داریم و یک مذهب و همه ما برادریم و همه با هم باید در برابر رژیم که دشمن ما و مذهب ماست بایستیم و بیائید با خدا پیمان ببنیدم و عهد کنیم که دیگر اسلحه خود را علیه برادر بلوچ استفاده نمی نمائیم.
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا

طی این اطلاعیه جنبش مقاومت به رژیم ولایت فقیه و مزدورانش هشدار می دهد که در برابر این تجاوز و توهین منتظر هولناک ترین حمله ها از سوی فرزندان دلیر جنبش باشند و بدانند که این اهانتشان به بدترین صورت ممکن پاسخ داده خواهد شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران


نوشته شده توسط جندالله در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت



بسم الله الرحمن الرحیم
و لو لا دفع الناس بعضهم ببعض لهدمت مساجد (آیه)
شب گذشته باری دیگر فاجعه ای وحشتناک در بلوچستان رخ داد و احساسات مردم اهلسنت و بلوچ را به شدت جریحه دار نمود و مزدوران فاشیست رژیم جنایتکار ولایت فقیه با یورش و تخریب مسجد و حوزه علمیه عظیم آباد زابل پرده از چهره کریه خویش برداشته وماهیت شیطانی خویش را آشکار کردند.
بنده این جنایت وحشیانه رژیم را محکوم نموده و این ضایعه عظیم را به محضر مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت ایران تسلیت عرض می نمایم.
این جنایت ادامه سیاستهای رژیم جهت سرکوب اهلسنت و مردم بلوچ می باشد تا بدین طریق بتواند عزم راسخ مردم این دیار را برای مبارزه متزلزل ساخته و آنان را از آزادی خواهی و حق طلبی باز دارد ، اما رژیم بداند که با اعمال چنین دسیسه های ضد بشری به اهداف شوم خویش نائل نخواهد شد و مردم این دیار هرگز از مبارزه و جهاد دست برنخواهند داشت.
در این پیام لازم دانستم علمای اهلسنت را که سیاست سازش و مدارا را پیشه کرده اند مورد خطاب قرار دهم تا بدانند اتخاذ سیاست منفعلانه و برخورد از موضع ضعف هر روز ضربه ای جدید به جامعه وارد ساخته و دست رژیم را در جنایت بازتر می کند و این گونه سیاستها صلاحیت رهبری آنها را مورد تردید قرار می دهد و مردم را از آنها مایوس و دور خواهد کرد و آنگاه که متوجه شوند دیگر دیر شده و پایگاه مردمی خویش را از دست داده اند و این خود سیاست رژیم است تا با ایجاد فاصله بین علما و مردم به راحتی سیاستهای فاشیستی و ضد بشریش را به اجرا در آورد .
سکانداران رهبری جامعه اهلسنت و مردم بلوچ که در برابر اعدام علمائی همچون مولانا عبدالقدوس ملازهی و مولوی محمد یوسف سهرابی و فعالان مدنی همچون یعقوب مهرنهاد سکوت پیشه کردند و هیچ گونه واکنشی از خود نشان ندادند باید منتظر عواقب سکوتشان می بودند.

آری رژیم ولایت فقیه در مرحله نخست دو عالم را به دار آویخت و سکوت علمای اهلسنت به رژیم این جرات را داد تا طرحی برای کنترل و تصرف حوزه های علمیه ارائه دهد و پس از آن یکی از با نفوذترین علمای منطقه (مولوی احمد ناروئی) را بازداشت کرد و عدم اتخاذ سیاست درست راه رژیم را برای جنایتی هولناک تر هموار نمود و رژیم متجاوز ولایت فقیه در بلوچستان که 95 در صد جمعیت آن را اهلسنت تشکیل می دهد به مسجد و حوزه علمیه ای حمله نموده و طلاب را می رباید و مسجد و مدرسه را با خاک یکسان می کند.
علمای کرام

آیا پس از این همه جنایات رژیم باز هم باید شما به سیاست انفعال ادامه و از موضع ضعف با مسائل برخورد نمائید ؟
و آیا همچنان باید مدارا و سازش نمود؟ و جهاد و مبارزه را نفی کرد؟
آیا زمانیکه زنان ملت مورد تجاوز قرار گرفته و تکه پاره شده و جنازه هایشان در بیابانها انداخته می شود و جوانان همه روزه به دار آویخته می شوند و مساجد و مدارس چنین با بی حرمتی تخریب و منهدم می شوند باز هم جهاد و مبارزه محکوم است؟
علمای عظام

به خود آئید و بدانید که شما دارای پشتوانه الهی و مردمی هستید و اگر این بار نیز سکوت کنید و به عجز و التماس روی آورید نصرت و مدد الهی را از دست خواهید داد وموجبات بی اعتمادی مردم را نسبت به خودتان فراهم خواهید کرد.
مگر کلام مولانا عبدالعزیز( ره) را به یاد نمی آورید که فرمودند : آنگاه که کارد به استخوان رسد دیگر جهاد بر مرد و زن و جوان و پیر و همه فرض می گردد و اکنون کارد استخوان را نیز بریده است و دیگر هیچ دلیلی برای سکوت نمانده است و باید علمای اهلسنت اعلام جهاد نمایند و مفتیان فتوای جهاد دهند تا رسالتشان که همانا حق گوئی و ظلم ستیزی است خدشه دار نگردد.
علمای کرام

ترس و هراس را کنار نهید زیرا فقط باید از الله ترسید ( فالله احق ان تخشاه)
و بهترین الگو برای مسلمانان پیامبر بزرگوار اسلام می باشند و در آموزه های آنحضرت (ص) چیزی به نام ترس و هراس از ظالمان و ستمگران وجود ندارد مگر نه آنکه پیامبر اسلام (ص) به خاطر نجات جان یک نفر در حدیبیه از1500 نفر بیعت مرگ گرفت!؟
امروز در بلوچستان خون هزاران نفر به ناحق ریخته می شود و به مقدسات و مشاعر الهی آشکارا اهانت می شود و باز هم علمای کرام سیاست مصالحه و مدارا و سکوت را پیشه کرده اند.
آیا به این آیه قران توجه نفرموده اید:
(و مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا)
ترجمه: و چرا نمی جنگید در راه الله در حالی که مردان و زنان و کودکان مستضعف می گویند پروردگارا ما را از شر ظالمان این شهر نجات ده و....
و اگر پس از اعدام دو عالم و پس از دستگیری مولوی احمد ناروئی نمازگزاران روز جمعه به خیابانها می ریختند و اعتراض خود را اظهار می داشتند ما هرگز شاهد جنایت روستای عظیم آباد زابل در بلوچستان نمی بودیم.
علمای عظام

ما نباید از قدرت ظاهری رژیم هراسی به خود راه دهیم زیرا قدرت واقعی ایمان و اعتقاد راسخ و اعتماد و یقین می باشد و اگر رژیم مجهز به قدرت ظاهریست ما دارای سلاح ایمان هستیم و پرودرگار می فرماید : کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله
ایمان و جهاد تنها راه مستضعفین برای رسیدن به عزت و آزادی و عدالت و برابری می باشند و در طول تاریخ مبارزان و مجاهدین راستین با تکیه بر الله همواره قدرتهای شیطانی و ستمگر را به زانو در آورده اند.
و فرزندان مومن و غیور جنبش نشان دادند علیرغم کمبود امکانات مادی با سلاح ایمان و توکل بر الله توانسته اند ضربه های سختی بر پیکر پوشالی رژیم وارد سازند ومبارزات اهلسنت را در بلوچستان بازتاب جهانی دهند.

علمای کرام

رسیدن به عزت و سربلندی ،عدالت و آزادی بهای سنگینی دارد ودر این راه باید مشکلات و سختیها را به جان خرید و هیچ ملتی بدون گذر از سختیها به عزت و آزادی دست نیافته است.
علمای کرام

سرزمین ما از نظر استراتیژیکی دارای بهترین موقعیت برای جنگ و مبارزه علیه متجاوزان می باشد و ما دارای جوانانی مومن ، غیور ، متعهد و سلحشور هستیم که در غیرت و شجاعت نظیر و مثالی در جهان ندارند و مشتاقانه منتظر اعلام جهاد عمومی از طرف شما هستند.

علمای عظام

این سیاست ضعیف را کنار بگذارید و برخیزید که دیگر سکوت نه تنها جرم که ویران کننده است.

پیامبر اسلام (ص) فرمودند اذا ترکتم الجهاد سلط الله علیکم الذلة
و اگر این بارنیز سکوت کرده و به سیاست انفعالی خود ادامه دهید جنبش در سیاست خود در قبال شما علما تجدید نظر خواهد کرد.
هشدار به رژیم

و اما رژیم و عمال ولایت شیطانی فقیه ،
سوگند به ذات الله ، پروردگار محمد(ص) پاسخی بس سنگین تر از آنچه فکر می کنید به این جنایتتان داده خواهد شد.

یا زندگی با عزت یا مرگ با شرف

عبدالمالک بلوچ
رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

 

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که سه پاسدار دستگیر شده از شهر زاهدان با نامهای سرهنگ بهنام محمدی و سرگرد اسماعیل دهدار و محمود فلاح گلچین به جنایات خود و رژیم در منطقه اعتراف نموده اند و حکم اعدام این سه پاسدار توسط شاخه قضائی جنبش صادر شده است و جنبش به رژیم ولایت فقیه 10 روز مهلت می دهد تا در برابر آزادی این جنایتکاران جنگی تمامی زندانیان سیاسی بلوچستان و علمای اهلسنت را آزاد نماید در غیر این صورت این سه پاسدار بعد از 10 روز اعدام خواهند شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران
26 مرداد 87


نوشته شده توسط جندالله در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 22:25 موضوع | لینک ثابت


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اعلام می دارد که چهار مامور و مزدور وزارت اطلاعات که روزپنج شنبه 20 تیرماه 87 در یک خانه تیمی در یکی از شهرهای مرزی بلوچستان با انباری از اسلحه و مهمات دستگیر شده بودند بعد از اعتراف به جرائم و جنایات خود مجرم شناخته شده و تیرباران شدند.
این افراد خائن به خیانت خویش اعتراف نموده و همچنین اسامی اربابان خود را که در لباس تامینی در شهر زاهدان فعالیت می کنند افشا نمودند و جنبش همانگونه که با این مزدوران برخورد کرد با اربابان تامینی(قاچاقچیان مواد مخدر) آنها هم به شدت برخورد خواهد کرد و به مخبران خائن اجازه نمی دهد به راحتی در بلوچستان به جنایت و خیانت ادامه دهند.
همیشه مبارزان بلوچ از این مزدوران ضربه خورده اند و بلوچستان بهترین فرزندان خود را با خیانت همین مخبران از دست داده است و علمای بزرگ بوسیله همین مزدوران به شهادت رسیدند ولی الان دیگر فرزندان بلوچستان تصمیم دارند تا خاتمه دادن آخرین مخبر آرام ننشینند و همانگونه که مخبران عرضه زندگی را بر مردم تنگ کرده اند به امید خدا دلاوران جنبش عرصه را برای آنها تنگ خواهند کرد و مخبران خوب بدانند که جنبش در برخورد با آنها هیچ واهمه و تردیدی به خود راه نمی دهد.
جنبش باز هم به مخبران و جاسوسان محلی هشدار می دهد قبل از اینکه دستان پر قدرت مبارزین به گریبان آنها برسد دست از خیانت بردارند و به آغوش مردم بازگردند زیرا بعد از اینکه به چنگال مبارزان افتادند دیگر به آنها رحم نخواهد شد و با سرنوشت این چهار نفر و دیگر مخبران هلاک شده دچار خواهند شد.
طی این اطلاعیه رهبر جنبش مقاومت امیر عبدالمالک بلوچ با ارسال پیامی به روابط عمومی جنبش از جوانان دو تیره ریگی (جری زهی و سند زهی )خواستند تا خونسردی خود را حفظ نمایند و گول نیرنگهای وزارت اطلاعات را نخورند و مواظب توطئه های شرانگیز رژیم باشند زیرا رژیم از دوستی و مودت و یکپارچگی مردم ترس و وحشت دارد و با ایجاد تعصبات قبیله ای می خواهد بذر اختلاف بریزد و به جنایات خود در بلوچستان ادامه دهد.
رهبر جنبش از سفید ریشان مصلح هر دو تیره و همچنین دیگر ریش سفیدان مصلح و علمای ربانی منطقه خواستند هر چه سریع تر به این اختلاف پایان دهند و نگذارند رژیم در طرح شیطانی خود موفق شود ، رهبر جنبش افزودند من امیدوارم جوانان این دو تیره به ندای ما لبیک گویند و با زیر پا نهادن تعصبات قبیله ای راه دوستی و مودت را برگزینند.
جنبش مقاومت مردمی ایران


نوشته شده توسط جندالله در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 3:31 موضوع | لینک ثابت


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت اعلام میدارد که امروز جمعه دو پاسدار جنایتکار از دستگیر شدگان حق آباد سراوان با نامهای پاسدار جواد حسن زاده و علی اسماعیل زاده با حکم شاخه قضائی جنبش و پس از اینکه جنایت و تجاوز و تعرضشان علیه مردم بی گناه احراز شد تیرباران شدند.
پاسداران جنایتکار رژیم که دستشان به خون مردم مظلوم و ستمدیده آلوده است و در راستای اهداف شوم و ضد انسانی رژیم حتی به همسایگان و خویشاوندان خود رحم نمی کردند امروز که گرفتار شده اند برای رژیم ولایت فقیه هیچ ارزشی ندارند.
جنبش مقاومت طی این اطلاعیه اعلام می نماید اگر رژیم ولایت فقیه زندانیان سیاسی بلوچستان را تا دو هفته آزاد نکرد بقیه پاسداران هم به نوبت کشته خواهند شد.


نوشته شده توسط جندالله در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 3:29 موضوع | لینک ثابت


شهدای اهل سنت ( و باعث حرکت جندالله) از خون خود گذشتیم ولی از خون علمای بزرگمان نمیگذریم

شهدای اهل سنت در ایران

۱- بهمن شکوری: از مبارزان اهل سنت طالش بود که در سال ۱۹۸۶ در زندان اوین با دهان روزه اعدام شد. و اتهامش این بود که به عتبات عالیات توهین کرده بود. یعنی قبر پرستی را نمی پذیرفت و در آن موقع تهمت وهبیت تهمت رایج فعالان اهل سنت بود و ایشان تقریبا در دههء پنجم عمرش بود و مبارزی بود که جزئی از عمرش را در دوران حکومت شاه در زندان گذرانده بود.

۲- شیخ عبد الوهاب خوافی: از اهل سنت خراسان که از مدرسه دینی پاکستان فارغ التحصیل شده بود، در دهه دوم عمرش یعین حدود بیست سالگی شهید شد و در زندان دادگاه ویژه روحانیت در سال۱۹۹۰ و اتهام او عقیدتی وبر طبق معمول وهابیت بود.

۳- شیخ قدرت الله جعفری: از فرزندان اهل سنت خراسان که از مدرسه دینی پاکستان فارغ التحصیل شده بود و بعد از بازگشت به ایران زندانی شدو سپس در سال ۱۹۹۰ اعدام گردید. ایشان نیز در سن حدود بیست سالگی بود.

۴- شیخ ناصر سبحانی: از علماتء اهل سنت کردستان بود، در سال ۱۹۹۲ به تهمت وهابیت بعد از شکنجه های فراوان اعدام گردید. جرم او مثل بقیه فقط عقیدتی بود و در هنگام شهادت در دهه سوم عمرش بود یعنی حدود سی سال داشت.

۵- دکتر علی مظفریان: از پزشکان- جراح قلب- مشهور شیراز بود که در عهد شاه ( در بندر لنگه ) تغییر مذهب داده واز تشیع خارج شده و عقیده اهل سنت را پذیرفته بود و بعد از انقلاب در شیراز با همکاری اهل سنت شیراز منزلی را خریده و با اجازه رسمی به مسجد تبدیل کرده بودند که ایشان در انجا خطبه میخواند، ولی بعد از مدتی دستگیر شد و بعد از شکنجه های شدید در زندان و گرفتن اعترافات موهن در سال ۱۹۹۲ اعدام گردید.

۶- علامه احمد مفتی زاده: از رهبران مذهبی مشهور کردستان و مؤسس اولی جنبش اهل سنت در ایران بهد از انقلاب بود که شورای مرکزی اهل سنت ( شمس ) نام گرفت، وبه خاطر مواضع روشن و بدون نفاقی که میگرفتو مخالفت علنی با خمینی در حین سخنرانی در حسینیه ارشاد به سوی او تیر اندازی شد و بعد از آن دستگیر شد و پس از حدود ۱۰سال زندان و بعد از اینکه امراض متعددی در زندان دچارش کرده بودند و از مرگش مطمئن بودند او را از زندان آزاد کردند ولی از رفتن او به خارج برای درمان جلوگیری کردند. بعد از چند ماه در سال ۱۹۹۳ برحمت ایزدی پیوست که تشییع جنازهاش هم ممنوع شد.

۷- شیخ محمد صالح ضیائی: از رهبران و علماء بزرگ اهل سنت بندر عباس که یک مدرسه دینی را بنا نهاده و اداره میکرد که سازمان اطلاعت خواستار تعطیل کردن آن شده بود ولی شیخ از این کار امتناع ورزیده بود. آنها به شیخ گفته بودند دانشجویانی که شما برای تحصیل به مدینه منوره فرستادید برای ما از موشکهای صدام حسین خطرناکتر هستند. سرانجام در سال ۱۹۹۴ بعد از چند روز بازجویی بطرز فجیعی در بیابان او را به شهادت رسانده و قطعه قطعه کرده بودند تا شاهدی از عدل علوی سربازان مجهول امام زمان –اطلاعات- باشد.

۸- مولوی عبد العزیز الله یاری: امام جمعه اهل سنت بیرجند بود که در سال ۱۹۹۴بعد از چند روز بازجویی از طرف دادگاه ویژه روحانیت مشهد و شکنجه، بوسیله سوزن مسموم شده بود.

۹- دکتر مولانا احمد صیاد: ایشان تنها دکترای علوم حدیث در ایران بود که از فارع التحصیلان دانشگاه اسلامی مدینه منوره بود. بعد از بازگشت مدرسه دینی کوچکی در اقصی نقاط بلوچستان در اطراف کنارک بنا کرده بود که بعد از مدتی از طرف دادگاه ویزه روحانیت به اتهام وهابیت به ۱۵ سال زندان وحکوم شد که ۵ سال از آن را در زندان گذراند و در سال ۱۹۹۶ از زندان آزاد شد و برای چند روزی به امارات رفت. پس از بازگشت از امارات در فرودگاه بندر عباس بوسیله اداره اطلاعات دستگیر شد و بعد از سه روز جسدش در بیابان پیدا شد تا شاهدی دیگر از تطبیق وحدت اسلامی باشد که رژیم فرقه گرای منافق بدروغ مردم جهان را بدان فریفته است.

۱۰- مولوی عبد الملک ملا زاده: از رهبران و فعالان مذهبی بلوچستان و پسر بزرگ رهبر مذهبی بلوچستان مولوی عبدالعزیز بود که بعد از انقلاب همراه با ۴۰۰ نفر از علمای اهل سنت در سراسر ایران در ارتباط با شورای شمس زندانی شد، وبعد از آزدادی از زندان حرکت محمدی اهل سنت را ایجاد کرد و در نهایت از تدریس هم ممنوع شد، تا اینکه ناچار به هجرت از وطن شد و در سال ۱۹۹۶ در شهر کراچی بوسیله مزدوران اطلاعات امام زمانی ایران در روز روشن ترور شد.

۱۱- مولوی عبد الناصر جمشید زهی: از جانان متدینی بود که بعد از هجوم سپاه پاسداران به منزلش در خاش بلوچستان ناچار شد به پاکستان هجرت کند و در آنجا بعد از فراغت از تحصیل در دانشگاه تدر یس میکرد که در سال ۱۹۹۶ به همراه مولوی عبد الملک در کراچی بوسیله اطلاعات ایران ترور شد.

۱۲- شیخ فاروق فرساد: از شاگردان و همکارن بارز علامه احمد مفتی زاده در کردستان بود بعد سالها حبس به مدت پنج سال به رضائیه تبعید شد که بعد از اتمام مدت تبعیدش در همانجا در سال ۱۹۹۶ ترور شد.

۱۳- محمد ملا ربیعی: از علما و نویسندگان سرشناس کردستان و امام جمعه اهل سنت کرمانشاه بود که در سال ۱۹۹۶ بوسیله سازمان اطلاعات ترور شده و مسجدش نیز تعطیل گشت که بعد از آن تظاهراتی انجام گرفت که تعدادی در این تظاهرات کشته و زندانی شدند.

۱۴- دکتر مولانا عبد العزیزکاظمی بجد: از فارغ التحصیلان و شاگرد اول دانشگاه اسلامی مدینه منوره بود که در سال ۱۹۹۶ فقط بخاطر سنی بودن و معتقداتش مثل بقیه شهدای علمای اهل سنت بعد از سه روز شکنجه وحشیانه از طرف مامورین اطلاعات زاهدان جسدش را در خیابان انداخته بودند که آثار شکنجه در صورت و فک خورد شده اش هویدا بوده است که آثار کینه های پاسداران خمینی را روشن ساخته است.

۱۵- مولوی حبیب الله حسین بر: از علمای اهل سنت سراوان بلوچستان میباشد که در سال ۱۹۹۱ از طرف سازمان اطلاعات سراوان بعد از خروج از زندان به شرط همکاری ، ربوده شد وهیچ اثری از او بدست نیامد که احتمالا ترور شده است.

۱۶- مولوی یار محمد کهرازهی: امام جمعه شهرستان خاش و مدیر مدرسه دینی مخزن العلوم خاش بطور مشکوکی در سال ۱۹۹۷ در گذشت که شواهد و قرائن و وضعیت و موقعیت وی این احتمال را تقویت می نماید که وی توسط ماموران اطلاعاتی رزیم کشته شده است.

۱۷- مولوی عبد الستار: روحانی سرشناس و امام جمعه خاش ومیر سابق حوزه علمیه مخزن العلوم بعد از مراجعه به بیمارستان برای زخم کوچکی که در دستش بود بطورناگهانی و مشکوک درگذشت که پزشکان رژیم بظاهر چنین گفتند که وی سکته قلبی کرده است !!، بعد از وی جانشینش مولوی یار محمد کهرازی ( ریگی ) مرتب به اطلاعات احضار شده و مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گرفته بود و مدرسه مخزن العلوم تحت فشار بوده تا طلاب غیر بومی را اخراج نماید که وی مقاومت کرده تا اینکه اطلاعات طلاب را دستگیر و بعد از زندانی کردن ، آنها را به منطقه شان بندرعباس عودت داده است. موقعیت زیر فشار مدرسه خاش و به شهادت رسیدن مدیر قبلی آن و احضار مرتب مولوی یار محمد این یقین را تقویت نموده است که وی هم توسط اطلاعات مثل بقیه رهبران اهل سنت ایران ترور شده است.

در همین تاریخ از منابع ترکمن های ایران خبر میرسد که عواملی ناشناس (سربازان مجهول امام زمان !!) در صدد ترور یکی از علمای سرشناس اهل سنت ترکمن «آخوند ولی محمد ارزانش» که از ایران هجرت نموده و به ترکمنستان پناه برده برده بود بر آمدند ؛ افراد مذکور ساعت دو نیمه شب پنجم اوت ۱۹۹۷به منزل ایشان در عشق آباد حمله کرده و چون او را نیافته بودند فرزندش را ضرب وشتم نموده و خانه و مخصوصا کتابها و دفاتر و اوراق را تفتیش کرده و از میان یادداشتهای چندین ساله مربوط به ترکمن های ایران و تعدادی اسناد و مدارک
و عکس را برداشته و در آخر با تهدید به مرگ در صورت مطلع نمودن پلیس آنجا را ترک میکنند. و این دومین حادثه در مورد یکی از رهبران دینی اهل سنت ترکمن میباشد؛ چون در ماه آوریل نیز فردی ( شاید باز هم از مجهولان امام زمان !!) با خنجر قصد کشتن او نموده و لیکن او جان سالم بدر برده و فقط زخمی شده بود, و قرائن به یکی بودن ترتیب دهندگان این دو سوء قصد دلالت کرده که همه این یقین را تقویت مینماید که در پشت این حوادث وحشیانه اطلاعات جهنمی ایران است که میخواهد کشور را از وجود اهل سنت خال نماید.- جامعه اهل سنت ایران – دفتر لندن ۲۹/۱۲/۱۹۹۷

۱۸- مولوی نورالدین غریبی: از شداء علمای اهل سنت خراسان و از فارع التحصیلانمدارس دینی پاکستان و سپس از دانشگاه اسلامی مدینه فارغ التحصیل شده و بخاطر و ضعیت نابسامان اهل سنت ایران و تتبع اطلاعات از شخص ایشان حتی در زمانی که در پاکستان بوده به ناچار بعد از فراغت از تحصیل به تاجیکستان رفته و در آنجا مشغول تدریس شده بود که در سال ۱۹۹۸در یک روز که برای تدریس قرآن از منزل خارج شده بود دو نفر از اطلاعات ایران او را ترور کردند.

۱۹- عبد الجبار فرزند نور محمد: دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان در تاریخ ۲/۳/۱۹۹۹ترور شد.

۲۰- خدابخش صلاح زهی فرزند حسین: در ۱۷/۴/۱۹۹۹ همانطور که در بیانیه جامعه اهل سنت ایران آمده، ایشاندر ایرانشهر دستگیر و به همدان برده شد و بعد از دو هفته شکنجه به اتهام انتساب به مجاهدین اهل سنت اعدام شد.

۲۱-انورمبارکی فرزند مولوی عبد الحق: در حین خدمت سربازی بوده که به تیر اندازی شده و به قتل رسید و هدف از این کار نشر رعب و وحشت بین اهل سنت منطقه بوده است. قابل ذکر است که سه شهید اخیر از علما نبوده اند.

۲۲- مولوی موسی کرمی: ایشان امام و خطیب مسجد شیخ فیض اهل سنت مشهد بود که این مسجد در سال ۱۹۹۴ بدستور آفای خامنه ای خراب شد که ایشا ن پس از مدتی ناچار به هجرت به افغانستان شده بود، که در تاریخ ۴/۵/۲۰۰۱ بوسیله مواد منفجره در هنگام خروج از مسجد در شهر هرات ایشان و چهار نفر از همراهانش به شهادت رسیدند. والی وقت هرات فورا اطلاعات ایران را متهم نمود، و شکی نیست که اطلاعات ایران او را ترور کرده بود، چون از دست آنها فراری بود و دشمن دیگری غیر از خونخواران هم نداشت.

۲۳- شمس الدین کیانی: طلبه اهل سنت که در ۱۳/۳/۲۰۰۰ بعد از ربودنش از اطلاعات زاهدان و تفتیش عقاید دست و پایش بسته و بنزین بر او ریخته و زنده زنده به آتش کشیده شد تا عبرتی برای دیگران باشد – روزنامه های اصلاح طلب خبر آنرا منتشر نمودند.

۲۴- سوزاندن سه نفر از کوردهای اهل سنت در شهر ماکو در سال ۲۰۰۰ که در نهایت منجر به استعفای نمایندگان کرد از مجلس شد.

۲۵- حاج نور محمد ناروئی: ایشان از مبارزان طایفه ناروئی بود و از فعالان مسلح بلوچ بر علیه رژیم بود که در تاریخ ۲۸/۶/۲۰۰۲ عناصر اطلاعات رژیم به خانه او در تبعید در کویته پاکستان حمله کرده و او را در مقابل زن و فرزندانش به شهادت رسانده اند. قابل ذکر است از طایفه ناروئی افراد بسیاری ترور و کشته شده اند که بعضی از بررسیها به حدود ۴۰۰ نفر میرساند


نوشته شده توسط جندالله در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت


 

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که مبارزان شاخه اطلاعاتی جنبش بامداد روز پنج شنبه با حمله به یک خانه تیمی وزارت اطلاعات در یکی از شهرهای مرزی بلوچستان موفق شدند چهار تن از مزدوران و جاسوسان وزارت اطلاعات را همراه با انباری از اسلحه دستگیر نمایند.
این چهار تن از جاسوسان محلی وزارت اطلاعات می باشند و در اعترافات اولیه به جنایات خود و همچنین به اهداف شوم و ننگین وزارت اطلاعات علیه مردم منطقه و مبارزین اعتراف کرده اند.
در این عملیات سلاحهای بسیار زیادی از جمله 8 عدد کلاشینکوف ، 4 عدد آر پی جی یک بار مصرف لیزری ،5 جعبه مواد منفجره ،4 جعبه مواد شیمیائی مهلک با آرم سپاه پاسداران ،8 دوربین مداربسته با قدرت گیرائی از چند کیلومتر ،6 عدد دستگاه جی پی اس ، 6 عدد دوربین فیلم برداری کوچک ام پی 4 ، 6 عدد کلت کمری، دو عدد دستگاه گوشی ثریا ، یک کامپیوتر با چندین برنامه آموزش عملیاتهای تروریستی و مقادیر زیاد مهماتی دیگر بدست مبارزین افتاد.
جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد این چهار مزدور به زودی به سزای عمل ننگین خود خواهند رسید تا عبرتی باشند برای دیگر مخبران و جاسوسان تا دست از خیانت به مردم بردارند زیرا مخبر و خائن هیچ عاقبتی ندارد و همانگونه که امروز این مزدوران مردم فروش به چنگال قدرتمند مبارزان افتادند فردا دیگر مخبران هم به چنین سرنوشتی گرفتار خواهند شد.
اطلاعات بیشتر این عملیات موفقیت آمیز شاخه اطلاعاتی جنبش در اطلاعیه های بعدی بیان خواهد شد و فیلم و تصاویر مخبران و مهمات همراه به زودی پخش می شوند.
جنبش مقاومت مردمی ایران


نوشته شده توسط جندالله در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 1:40 موضوع | لینک ثابت


اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی


به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند :مذاکرات بین رژیم ولایت فقیه و جنبش مقاومت به خاطر نیرنگ و دروغ گوئیهای کارگذاران رژیم به نتیجه نرسیده است و رژیم از سوئی در حال گفتگو و مذاکره و از سوئی دیگر در حال بمباران کوههای بلوچستان و اعدام مردم و جوانان بی گناه بلوچستان است و جنبش چنین مذاکراتی را نمی پذیرد.

لذا جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد که اگر تا روز جمعه 21 تیرماه 87 زندانیان سیاسی بلوچستان آزاد نشدند و بمباران منطقه متوقف نشد دو پاسدار دیگر با نامهای جواد حسن زاده و علی اسماعیل زاده اعدام خواهند شد .

لازم به ذکر است که پاسداران دستگیر شده همه جنایتکار جنگی هستند که دستشان به خون مردم آغشته است و خود اعتراف به جرائم و جنایات خود کرده اند و جنبش در اعدام چنین جنایتکارانی هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد ؛ البته جنبش مقاومت در هر صورت خواهان حل مسائل مهم منطقه از راه گفتگو و مذاکره است اما رژیم ولایت فقیه به هیچ صورت حاضر به دادن حقوق مردم از راه مسالمت آمیز نیست و علاوه بر ندادن حقوق مردم ، بلوچستان را تبدیل به پادگانی برای سربازان و پاسداران جنایتکار و خونخواری کرده است که به هیچ اصل انسانی و ارزش بشری اعتقاد ندارند و برخوردی بدتر از درندگان وحشی با مردم دارند در چنین وضعیتی جهت دفاع از خود و مردم راهی جز متوسل شدن به اسلحه وجود ندارد.

جنبش استفاده از اسلحه را نه به خاطر کشتار دیگران بلکه برای دفاع از خود و مردم لازم می داند و طبق قوانین بین المللی دفاع به هر صورت ممکن حق مسلم و مشروع انسانها است.

وضعیتی که امروز بلوچستان با آن دچار است وضعیت فوق العاده و منطقه کاملا جنگی با دادگاههای صحرائی و اعدامها و تیربارانهای غیر قانونی است ؛ که پاسداران و نیروهای رژیم اجازه دارند بدون هیچ گونه جرمی مردم را هدف قرار دهند چنانچه در پرونده های بدست آمده از قرارگاه سراوان مبارزین به یک نامه محرمانه دست یافتند که فرمانده کل نیروی انتظامی سابق استان غفاری برای فرمانده قرارگاه حق آباد سراوان ارسال کرده است و از وی خواسته است که بدون هیچ ایستی می تواند به سوی مردم تیراندازی نماید نیازی به پرونده سازی هم وجود ندارد.

غفاری در این نامه محرمانه به فرمانده قرارگاه نوشته است :بلوچ یعنی دشمن و باید با همه بلوچها مثل دشمن برخورد کرد و به هیچ صورت دشمن قابل رحم نیست.

غفاری در این نامه به فرمانده قرارگاه متذکر شده است که بلوچها سنی های کافری هستند که اموالشان غنیمت و زنانشان حلال و خونشان هدر است ،وی با استناد به قول امام جعفر از فرمانده قرارگاه خواسته است که در برخورد با مردم بلوچ اصول اخلاقی و اسلامی را کنار نهد زیرا بلوچهای کافران نجسی هستند که باید از بین بروند.

و طبق اعترافات خود فرمانده و دیگر پاسداران دستگیر شده ، آنها صد در صد بر توصیه های فوق پاسدار جنایتکار غفاری عمل کرده اند و مردم منطقه گواه جنایات این فرمانده و نیروهایش هستند .

پاسداران و مامورین نیروی انتظامی با این گونه نگرشهای متحجرانه و افراطی در بلوچستان مشغول قلع و قمع مردم هستند ؛ الان در برابر اینگونه نگرشهای ضد بشری و کردارهای غیر انسانی هیچ راهی برای زنده ماندن جزو متوسل شدن به اسلحه نیست وبا همه این مسائل اگر باز هم رژیم ولایت فقیه از اقدامات جنایتکارانه خود بر علیه مردم دست بردارد و حاضر به گفتگو و مذاکره باشد و اجازه فعالیت سیاسی دهد جنبش مقاومت حاضر است اسلحه را کنار نهد وبه مبارزه سیاسی روی آورد.

نهایتا باید بگوئیم که جوانان جنبش برای خود و یا اهداف شخصی و یا قبیله ای مبارزه نمی کنند بلکه جهت دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده قیام کرده اند و مردم بلوچستان چنان از مظالم و جنایات رژیم به تنگ آمده اند که خواهان اعدام فوری همه پاسداران هستند و رای مردم برای جنبش مهم تر از هر کس دیگر است.

جنبش مقاومت مردمی ایران


نوشته شده توسط جندالله در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 1:39 موضوع | لینک ثابت


اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اعلام می دارد که شامگاه امروز جمعه برابر با 7 تیر 87 دو پاسدار با نامهای پاسدار عیسی پودینه و پاسدار رضا راهداری بعد از محاکمه توسط شاخه قضائی جنبش تیرباران شدند.

طی این اطلاعیه جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم می رساند که رژیم ولایت فقیه هیچ توجهی به سرنوشت قصابان و جنایتکاران خود ندارد و تا امروز به مطالبات مبارزین پاسخ نداده است و جنبش با اینکه دست این جنایتکاران به خون مردم آلوده است خواهان مبادله این پاسداران جنایتکار با جوانان بی گناه بلوچ است.

همچنین جنبش طی این اطلاعیه به رژیم ولایت فقیه دو هفته دیگر مهلت می دهد تا به مطالبات جنبش پاسخ مثبت دهد و در غیر این صورت بقیه 12 پاسدار هم به نوبت اعدام خواهند شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران
جمعه
7 تیر 1387


نوشته شده توسط جندالله در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 1:37 موضوع | لینک ثابت


جندالله

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح ساماندهی مدارس دینی اهل سنت

دغدغه جدید علما

چند مدت پیش خبری منتشر شد که دولت طرحی برای کنترل مدارس دینی تهیه نموده است. از همان زمان اظهار ناراحتی شدید علما شروع شد و اکثریت قاطع این طرح را مغایر با آزادی مذهبی و دخالت آشکار در امور مذهبی تلقی نموده و پیشاپیش اعلام نمودند هرگز چنین طرحی را نخواهند پذیرفت.

روز پنج شنبه هفته پیش از قرار معلوم اولین جلسه با حضور مسئولانی از تهران و علمای زاهدان در مورد این مساله در مهمانسرای حاج آقای سلیمانی امام جمعه محترم زاهدان برگزار گردید .

از قرار شنیدن جلسه با اظهار ناراحتی شدید علما به پایان رسیده بود . و علما بر موضع قبلیشان تاکید نموده اند که حوزه ها طبق فرمان رهبر فقید نظام باید همچنان مستقل از حکومت باقی بمانند.

یک نکته

گاهی که با برخی از دوستان مسئول سخن می گوییم می فرمایند : در کشورهای عربی چنین و چنان است .

باید عرض کنیم : در کشورهای عربی دو جور مسجد و مدرسه وجود دارند. یک مسجد یا مدرسه مردمی که به آن " اهلی" می گویند و دیگری مسجدی که اداره اوقاف اداره می کند.

مسجد " اهلی " یا مردمی در اختیار مردم است مردم هر شخصی را بخواهند امام تعیین می کنند اوقاف فقط حقوقش را می دهد و کار دیگری ندارد.

مسجد مربوط به اوقاف مسجدی است که از ابتدا و خشت اول اداره اوقاف آمده زمینی پیدا کرده و مسجدی ساخته و آماده ساخته پس از تکمیل مسجد اداره اوقاف حداقل سه نفر را با حقوق مکفی برای اداره مسجد استخدام می کند یک نفر موذن برای اذان دادن یک نفر برای جارو کردن و تمیز نمودن و یک نفر برای نماز دادن .

حقوق پیش نماز ماهیانه حداقل یک ملیون تومان است.

اگر طرح کشورهای عربی را بخواهیم پیاده کنیم فکر نمی کنم کسی حرفی داشته باشد . حکومت مسجد و مدرسه بسازد و هر طور اداره کند کسی حق ندارد حرفی بزند.

اما اینکه این مدارس و مساجدی که مردم و علما با خون دل ساخته و آباد نموده اند را تحویل حکومت بدهند .... فکر نمی کنم کسی بپذیرد

 


نوشته شده توسط جندالله در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 16:59 موضوع | لینک ثابت


نیروهای نظامی جمهوری اسلامی، بعد از حادثه ی خونین در جاده ی بم – کرمان، ده هزار نفر از نیروهای مسلح خود را راهی سیستان و بلوچستان کرده اند. در حالی که مقامات سیاسی و امنیتی حکومت هدف از اعزام نیروها را مانورهای نظامی به منظور «تامین امنیت» مناطق شرقی کشور اعلام کرده اند، گروه ها و سازمان های محلی خبر از تشدید سرکوب و بمباران روستاها می دهند.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری دانشجویان ایران به سیستان و بلوچستان، در رزمایش بزرگی که با نام «اقتدار» و پشتیبانی بالگردهای هوا نیروز و هوا ناجا از روز پنج‌شنبه ۲٨ اردیبهشت ماه در منطقه عمومی غرب زاهدان با شرکت ده هزار نیروی نظامی برگزار شد، یگانهایی از نیروی انتظامی، نیروی زمینی سپاه و بسیج شرکت داشتند.

هدف از اجرای این رزمایش، بررسی توانمندی‌ها و کسب آمادگی لازم جهت تداوم عملیات علیه آن چه حکومت «اشرار و گروهک‌های ضد انقلاب وابسته به بیگانه» خوانده شد، اعلام شده است.

بر اساس این گزارش، در سومین روز اجرای این مانور بزرگ، ماموران ۵ قرارگاه «نصر کرمان»، «بعثت بسیج»، «قرارگاه فتح سیستان»، «قرارگاه خراسان جنوبی» و «یک قرارگاه نیروی زمینی» توانستند طی عملیات‌های هماهنگ، مانوری را در مقابله با دشمن فرضی به نمایش بگذارند.

همچنین در دومین روز از آغاز این رزمایش، اخبار و اطلاعاتی مبنی بر فعالیت‌های یک پایگاه – به گفته مسئولان «اشرار» - در منطقه «شورو» به دست آمد که در پی شناسایی این پایگاه، سه واحد از نیروهای حاضر در رزمایش به منطقه‌ اعزام شده و مدعی سرکوی «اشرار» شدند.

بر اساس این گزارش تعداد چهار فروند بالگرد جنگی به همراه هواپیمای «فانتوم» هوا نیروز اقدام به انجام عملیات هوایی کرده و بدین ترتیب پایگاه مورد نظر در منطقه «شورو» از زمین و هوا مورد حمله نیروهای انتظامی قرار گرفت. مقامات نظامی حاضر در محل بعد از این عملیات مدعی شدند یکی از مهم ترین پایگاه های «دشمن» را منهدم کرده اند.

سردار قاسم رضایی، جانشین قرارگاه شرق رسول اکرم (ص) در خصوص انجام این عملیات به خبرنگار ایسنا گفت: در حالی که جغرافیای منطقه «شورو»، فضای مناسبی را برای اقدامات مجرمانه اشرار فراهم کرده بود، اطلاعات مردمی به همراه شناسایی‌های صورت گرفته منجر به آغاز این عملیات با حضور سه واحد از تیپ‌های حاضر در رزمایش بزرگ «اقتدار» شد. وی گفت این پایگاه که از آنجا که به شکل غار بوده و امکان فعالیت‌های تروریستی را مهیا کرده بود، مورد هدف قرار گرفته و از بالا منهدم شد.

به گفته سردار رضایی، هیچ جسد و یا مجروحی در پایگاه کشف نشده است، چرا که مجرمان حین فرار، اقدام به انتقال تمامی اجساد و زخمی‌ها کرده بودند.

وی تصریح کرد: شواهد موجود در صحنه و خونریزی‌های بر جای مانده، حاکی از موفقیت آمیز بودن عملیات نیروی انتظامی بوده است.

جانشین قرارگاه شرق رسول اکرم (ص) با ابراز خرسندی از این که در طول رزمایش تاکنون هیچ یک از ماموران یگانهای شرکت کننده، زخمی و کشته نشده‌اند، گفت: این در حالیست که در جریان اجرای عملیات روز گذشته نیز که با موفقیت همراه بود، هیچ یک از نیروها کشته و یا زخمی نشد.

سردار رضایی با اعلام این که دو تیپ هوا نیروز، سه تیپ سپاه، سه تیپ تکاور، هنگ مرزی، هوا ناجا، در عملیات انهدام پایگاه مذکور شرکت داشته‌اند، گفت: هیچ راه زمینی برای رسیدن به مقر این پایگاه که در میان مناطق صعب العبور بوده، وجود نداشت، از این رو «اشرار» با تبلیغ این موضوع، این پایگاه را تبدیل به نقطه شکست ناپذیر خود کرده و موجب وحشت عمومی و ناامنی در منطقه شده بودند.

وی به ایسنا گفت: این در حالی بود که اسنادی از این پایگاه به دست آمد که نشان می‌داد، فعالیت این گروه از نظر مالی از سوی بیگانگان حمایت می‌شده و در این راستا شعارهای نوشته شده بر روی دیوارهای این پایگاه و همچنین کشف تعدادی کتاب، همگی حاکی از ارتباط این افراد با بیگانگان بوده است.

جانشین قرارگاه رسول اکرم (ص) خاطرنشان کرد: در جریان انهدام این پایگاه، مقادیر زیادی سلاح و مهمات به غنیمت گرفته شد.

سردار رضایی همچنین در خصوص کشته شدن یکی از سرکردگان افراد مسلح حادثه تروریستی «بم ــ کرمان»، اظهار کرد: این خبر را تایید نمی‌کنم.

وی در عین حال تأکید کرد: این حادثه با شناسایی چند تن از افراد مرتبط با حادثه جاده «بم ــ‌کرمان» آغاز شد اما آن ها هیچ جسدی را به جا نگذاشته‌اند.

به گزارش خبرنگار ایسنا، منطقه «شورو» در فاصله زمانی ۴۵ دقیقه‌ای از مرز مشترک ایران و افغانستان و پاکستان در جنوب غربی زاهدان واقع است.


نوشته شده توسط جندالله در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 16:58 موضوع | لینک ثابت


بسم الله الرحمن الرحيم

بدينوسيله جنبش مقاومت مردمي ايران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ايران مي رساند كه دلير مردان مبارز بلوچستان در عمليات بامداد جمعه 24 /3 /87 پس از درگيري شديدي كه در آن بسياري از نيروهاي ر‍يم مجروح و بسياري ديگر پا به فرار گذاشتند قرارگاه نظامي حق آباد را به تصرف خود در آورده و تعداد 16 پاسدار را دستگير كرده و پرچم ر‍‍ژيم را سرنگون كرده و پرچم جنبش را بر فراز قرارگاه به اهتزاز در آوردند.

در اين عمليات غنائم بسيار زيادي از جمله 40 عدد كلاشينكوف با مهمات همراه ،5 عدد موشك انداز آر پي جي شماره7 و 9 با دوربين مادون قرمز و دوربين روز و 50 گلوله آرپي جي ، 5 عدد قناصه (گرادانوف) دوربين دار ، يك عدد خمپاره انداز 120 ميلي متري همراه با دوريبن و زاويه نظامي با 30 عدد خمپاره ،4 عدد گرينوف تيربار(بلبل) با مهمات همراه ، 200 عدد نارنجك دستي ، 100 عدد ماسك محافظ ، 4 عدد كلت كمري ، يك عدد بي سيم مادر با 20 بي سيم دستي ، 20 عدد دوربين شكاري ، 15 عدد دوربين مادون قرمز ، يك عدد نارنجك انداز (هاگايس)تيرباري با جعبه مهماتش ، يك عدد دوربين حرارتي تابش با ديد 12 كيلومتر با امكانات مادون قرمز ، 100 عدد مين ضد نفر(كه در راه عبوري مردم مظلوم كاشته مي شدند و تاكنون بيش از 3000 تلفات در بلوچستان داشته است) ، 3 تخته مواد منفجره ، 30 عدد مين ضد ماشين يك دستگاه خودروي نيسان با مقدار زياد مهمات ديگر بدست مبارزين افتاد.

در اين عمليات مبارزين به صدها پرونده و مدارك اطلاعاتي و نظامي در مورد سياستهاي سركوبگرانه رژيم دست يافتند كه همه اين مدارك به زودي در اختيار سازمانهاي بين المللي گذاشته خواهد شد.

طي اين اطلاعيه جنبش مقاومت اعلام مي دارد پاسداران دستگير شده جنايتكار جنگي مي باشند كه دستشان به خون مردم مظلوم و ستمديده بلوچستان آلوده است و جرم و جناياتشان به گواهي مردم و اسناد و مدارك بدست آمده ثابت و مسلم است.

جنبش مقاومت طي اين اطلاعيه به ر‍ژيم تهران دو هفته مهلت مي دهد كه تمام زندانيان سياسي كه به اتهام همكاري با جنبش در بازداشت به سر مي برند را آزاد نمايد در غير اين صورت بعد از دو هفته دو تن از اين جنايتكاران اعدام خواهند شد.

لازم به ذكر است كه فيلم تهيه شده از عمليات و همچنين اعترافات پاسداران با مدارك بدست آمده به زودي از شبكه هاي جهاني پخش خواهد شد.

جنبش مقاومت مردمي ايران(جندالله)

نوشته شده توسط جنبش مقاومت مردمی ایران در ساعت 18:40 | لینک |

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387

 

اطلاعیه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی بلوچستان درباره ی دستگیری ۱۶ پاسدار جنایتکار در حق آباد سراوان

به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که فرزندان دلیرمرد و مومن خطه ی بلوچستان بامداد امروز جمعه ۲۴ خردادماه ۱۳۸۷ در یک عملیات افتخار آمیز قرار گاه مقامی رژیم در منطقه حفاظتی سراوان روستای حق آباد راسک کاملا خلع سلاح نموده و ۱۶ پاسدار رژیم را دستگیر نموده و صدها اسلحه سبک و سنگین را به غنیمت گرفتند.

ضمن تبریک این عملیات به مردم بلوچستان و ایران ، جنبش مقاومت مردمی بلوچستان اعلام می دارد که این عملیات تعاقب با حمله پاسداران این قرارگاه به مردم روستای حق آباد از شهرستان سراوان صورت گرفته است ، طبق گزارشات موثق دو روز پیش فرمانده قرارگاه مذکور همراه نیروهایش به روستای حق اباد به یک منزل مسکونی حمله برده و بعد از ضرب و شتم اهل خانه ، به زن خانه تجاوز کردند. روز بعد مردم روستا به خودروی حامل پاسدران رژیم حمله کرده و دو نفر از پاسداران را با پرتاب سنگ مجروح کردند و چون مبارزین جنبش مقاومت مردمی در کوههای بلوچستان نزدیک روستای حق آباد بسر می بردند بعد از اطلاع این ماجرا مبارزین جنبش با برنامه ریزی دقیق این عملیات را به اجرا آوردند.

جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)


نوشته شده توسط جندالله در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 16:55 موضوع | لینک ثابت


مصاحبه عبدالمالک ریگی سال 85

از زبان خودتان، خود را معرفي کنيد.
من عبدالمالک ريگي هستم، 23 سال سن من است و الان هم مسئول و خادم حرکت جندالله هستم.

فقط 23سال؟ خيلي زود شروع کرده ايد.

[مي خندد] مجبور شدم. وقتي ديديم نمي گذارند بزرگ تر بشويم، مجبور شديم اسلحه برداريم.

از کي اسلحه برداشتيد؟
الان 4 سال مي شود.

چرا به اين نتيجه رسيديد که بايد اسلحه برداريد؟ چکار مي خواستيد بکنيد که نشد و کارتان به اسلحه برداشتن رسيد؟
ما قبلا حرکت هاي زيادي براي دفاع از حقوق ملي و مذهبي بلوچ و اهل سنت، در بلوچستان انجام داديم. مي دانيد که در بلوچستان همه اهل سنت هستند و بلوچ. اما از بدو اين انقلاب، يعني 27 سال که اين انقلاب آمده، تا امروز اهل سنت محروم ترين قشر در کشور بوده و مشکلات بسياري داشته اند. پريشاني هايي داشته اند. ظلم ها و شکنجه ها بسيار زيادي، متوجه آنها شده. البته اهل سنت و بخصوص اقليت هاي قومي مثل کرد و بلوچ هميشه مشکلات زيادي داشته اند، ولي کردها چون فعاليت هايشان بيشتر بود، به کشورهاي ديگر نزديک تر بودند، کارهاي سياسي زيادي کردند و حرف خودشان را هم به گوش دنيا رساندند. ولي در مورد اهل سنت، هيچ وقت نشد که در اين مدت صدايشان به دنيا برسد. اگر فعاليت مذهبي کردند، به عنوان مزدوران بيگانه معرفي شدند، اعدام شدند؛ صدها عالم اهل سنت، صدها مبارز اهل سنت، صدها فعال سياسي اهل سنت از بين رفتند. ما الان در تهران مي بينيم کسي مثل گنجي برنامه هايي را براي دموکراسي شروع کرده، دنيا از او حمايت مي کند. همه از او حرف مي زنند. مردم. دنيا. خبرنگاران. همه شنيدند و حرف هاي او به دنيا رسيد، ولي در بلوچستان چنين جوي نبوده. اگر کسي کوچک ترين انتقاد منطقي کرده، از مسئولين انتقاد کرده، فورا اورا دستگير کرده و يا از بينش برده اند، يا خفه اش کرده اند. سال هاي سال اينها را تحت شکنجه هاي گوناگون قرار داده اند. يعني به هر حال قبل از ما کسان زيادي بودند که خواستند فعاليت سياسي کنند، ولي دولت به آنها اجازه هيچگونه فعاليتي را نداد. بعد ما فعاليت هاي خود را شروع کرديم و خواستيم از حق خودمان دفاع کنيم. امروز مي بينيد در تمام دنيا نظام ها عوض شده. در هيچ کجاي دنيا ديکتاتوري و ظلم و ستم کارآيي ندارد. بايد به وضع مردم رسيدگي شود. ولي ما...

ولي شما...
ولي ما به نتيجه اي نرسيديم. در همين فعاليت ها 16 نفر از افراد ما دستگير شدند. جرم شان چه بود؟ نواري يا کتابي پخش کرده بودند. همين. در آن کتاب ها هم هيچگونه توهيني نشده بود، نه به هيچ شخصي نه به هيچ مسلکي. ما فقط خواستار احقاق حقوق ملي و مذهبي اهل سنت و بلوچ هستيم. اما آنها افراد ما را دستگير کردند. ما باز هم مبارزه [نظامي] را شروع نکرديم. با مقامات حرف زديم و گفتيم اين افراد چه کساني هستند و جرمي نکرده اند. باز توجه نکردند. افراد ما را شکنجه کردند، کشتند و ... تا ما به اين نتيجه رسيديم که هيچ راهي وجود ندارد جز اينکه دست به اقدام مسلحانه بزنيم و مبارزه نظامي را شروع کنيم. يعني آخرين راه همين بود.

شما کجا درس خوانده ايد؟ با اين مسائل چطور آشنا شديد؟
همين جا. در زندگي. ما ديديم که هيچ کس از حق ما دفاع نمي کند. يک روزنامه نگار را مي گيرند دنيا برايش بسيج مي شود، ولي مسائل ما اصلا پيگيري نمي شود. يک نفر را گرفته اند سي. دي داشته دستش را قطع کرده اند. همين امروز يکي را گرفته اند که سي دي تاسوکي داشته، ناخنش را کشيده اند. بالاخره اينها قوم ما هستند. آيا ما چاره اي جز جنگ داريم؟ اينها در منطقه ما نسل کشي راه انداخته اند. آدم ها را فقط به جرم بلوچ و سني بودن مي کشند. ما چه سياست ديگري مي توانيم در برابر اينها اتخاذ کنيم. اينها راهي در چارچوب دموکراسي براي ما نگذاشته اند. هويت ملي و مذهبي ما را زير پا گذاشته اند و آن وقت مي گويند ما تجزيه طلبيم. نه.ما تجزيه طلب نيستيم. اگر تجزيه طلب بوديم حاضر به مذاکره نمي شديم. البته مذاکره هم نه با اينها. اينها قابل اعتماد نيستند. ما خواستار مذاکره در حضور سازمان هاي رسمي بين المللي هستيم. مذاکره در خانه و بيابان، مفيد نيست. اعتماد نداريم. اينها زير قول شان زده اند و مي زنند.

الان چند تا گروگان داريد؟
6
نفر از تاسوکي هستند، يکي هم احمد شيخي، عضو عاليرتبه بسيج .

اين آخري که کشتيد که بود بالاخره؟ جوان بود؟ کاره اي بود؟ کي بود؟
حميد رضا کاوه بود. سرهنگ آگاهي. فرمانده گارد ويژه. نمي دانيد چه کارهايي کرده بود.

پس گروگان ها را شناسايي کرده بوديد؟
بله، بعضي ها را شناسايي کرده بوديم. البته هدف فرماندار و استاندار بودند که فرار کردند. حالا مرتب مي گويند ما اشرار و قاچاقچي هستيم. انکار نمي کنم در بين قوم ما قاچاقچي هم هست، اما بايد ببينند چرا اين مردم قاچاق مي کنند. چرا اينها بايد مردم را از بلوچ ها متنفر کنند، در حاليکه بلوچ هم يکي هست مثل بقيه ايراني ها فقط دستش به دنيا بد نيست. کسي صدايش را نمي شنود.

مي شود با اين گروگان ها حرف زد؟
[
مکث مي کند] بله. 6 ساعت ديگر زنگ بزنيد. درست 6 ساعت ديگر.

گفت و گوي 6 ساعت بعد

دوباره تلفن زنگ مي خورد. آيا گوشي را بر مي دارند؟ بر مي دارند. عبدالمالک است.

بياييد با اين حرف بزنيد.

سلام عليکم

سلام. شما؟
امير هستم. امير هراتي.

شما را کي گرفتند؟
25/12
داشتم از زابل مي آمدم زاهدان. در تاسوکي اسير شديم.

شما چکاره هستيد؟
من افسر نيروي انتظامي هستم. 23 سال در نيروي انتظامي خدمت کرده ام.

افسر؟
بله. در زاهدان خدمت مي کنم.از زابل داشتم مي آمدم. با ماشين شخصي بودم. اينها فکر کردند من نظامي هستم، مرا گرفتند. [صدايش مي لرزد]

الان در چه وضعيتي هستيد؟
از نظر روحي خيلي خوب هستم. برخورد برادران با ما خيلي خوب است. غذايي که درست مي کنند اول براي ما مي آورند، بعد خودشان صرف مي کنند. ما خيلي راضي هستيم. خدا را شکر. برخوردشان با ما خيلي خوب است و از اين بابت هيچ نگراني نداريم.

از چه بابت نگراني داريد؟
[
بغض در صدا پيدا مي شود] ما مي خواهيم برگرديم پيش خانواده خودمان. اگر درخواست اين برادران را انجام دهند ما هم بر مي گرديم پيش زن و بچه مان.

اگر الان مسئولين صدايتان را مي شنيدند، به آنها چه مي گفتيد؟
[
صدا رنگ التماس مي گيرد] عاجزانه درخواست مي کنم مشکل برادران جندالله را حل کنند. اينها هم زنداني دارند. چند سال است زنداني هاي اينها بلاتکليف هستند. آنها را آزاد کنيد برگردند پيش زن و بچه شان، تا ما هم برگرديم سر خانه و زندگي مان. من خودم با آقاي شهرياري حرف زدم. گفتم شما که نماينده ما در مجلس هستيد براي ما چه کار انجام مي دهي؟ در جواب من گفت: ما براي شما دعا مي کنيم. مردحسابي! اين دعا را که ما خودمان اينجا داريم شب و روز مي کنيم.

شما اهل کجا هستيد؟
من اصليتم زابلي است، منتها محل کارم زاهدان است.

شيعه هستيد؟
بله.

شما به عنوان يک شيعه چه احساسي به سني ها داريد؟
والا اينها برخوردشان، نمازشان، احکام شان صد درجه از ما بهتر و دقيق تر است و به موقع تر.

آقاي هراتي، چند تا بچه داريد؟
[
صدايش رنگ اشگ مي گيرد] خانم من 5 تا بچه دارم.3 تا دختر، 2 تا پسر. پسر دانشجو دارم.

اسم شان چيست؟
پسر بزرگم ميثم هراتي است. دانشجوست. پسر ديگرم سوم راهنمايي است، احسان هراتي. دخترم اول راهنمايي است، نسترن هراتي. يک دختر ديگر دارم کلاس چهارم دبستان است، محبوبه هراتي. و يک کوچولوي ديگري هم دارم. دو سال و نيمش است. در خانه است.

پيام و تقاضاي شما چيست؟
عاجزانه در خواست مي کنم، شما را به آن خدايي که همگي قبولش داريم، خواست برادران را انجام دهيد تا ما سر خانه و زندگي مان برگرديم. ما گناهي نکرده ايم. چرا زنگ مي زنند مي گوييد اينها را بکشيد، شهيد کنيد؟ خدا را خوش مي آيد؟

يعني مسئولين به اينها مي گويند شما را بکشند؟
بله. مي گويند اينها را بکشيد، ما شهيد زياد داريم. آخر اين درست است؟ از نظر انسانيت اين حرف واقعا درست است؟

شما دوست داريد اين طوري شهيد بشويد؟ اين اسمش شهادت است از نظر شما؟
نه. من قبول ندارم. به هيچ عنوان. به هيچ عنوان.

در کجا شما را نگاه مي دارند؟ در کدام کشور هستيد؟
مشخص نيست. فکر کنم کوه هاي بلوچستان باشد. ولي چون چشم هاي ما را بسته بودند ما نمي دانيم ما را کجا آورده اند.

آقاي هراتي، احساس يک اسير چيست؟
ما مي خواهيم اين مشکل حل بشود. ما الان پنجاه و چند روز است که اينجا به اين اميد نشسته ايم که زنداني هاي اينها آزاد بشوند و ما برگرديم سر خانه و زندگي مان. ولي زنداني اينها را آزاد نمي کنند. اينها را سر مي دوانند. مردم بيگناه را اذيت مي کنند. مي کشند. خواسته ما اين است که چهارتا زنداني اينها را آزاد کنند تا ما برگرديم.

پرسيدم احساس يک اسير چيست؟
ما مي خواهيم بر گرديم پيش زن و بچه مان.

فکر مي کنيد اگر آنها حرف اينها را گوش نکنند، اينها شما را مي کشند؟
بله. صد در صد.

مي دانيد چه جوري مي کشند؟
[
سکوت] نمي دانم. نه. ولي اگر اين کار نشود صد در صد ما را مي کشند. شما را به خدا صداي ما را به گوش مسئولين برسانيد. ما گناهي نکرده ايم. صداي ما را به گوش همه برسانيد. کاري کنيد خواسته هاي برادران جندالله و خواسته ما انجام شود.

اميدوارم. از او خداحافظي مي کنم. انگار به سيم تلفن چسبيده. مي رود. يا او را مي برند. نمي دانم. سکوت سنگيني حاکم مي شود.

آقاي ريگي، هستيد؟
[
صدايي گرفته] بله.

عجب شرايط سختي است. نه؟
بله سخت است.

هر دو طرف در وضع بدي هستند.
کاملا طبيعي است. ما هم از حال اينها که اينجا اسير هستند، رنج مي بريم، هم از حال ملت خودمان که آنجا تحت شکنجه و آزار قرار دارند. همين امروز به من خبر دادند که ريخته اند به خانه هاي مردم. زن ها را گرفته اند. مردم بيگناه. ما حتي به دولت گفتيم شما خودتان را با مردم بيگناه نگيريد. بگذاريد اين جنگ بين ما و شما بماند. ما نظامي هستيم، شما هم نظامي هستيد. همديگر را مي توانيم بالاخره تحمل کنيم. ولي در اين ميان يک ملتي از شيعيان و فارسان در منطقه هستند و يک ملتي از اهل سنت و بلوچ که هر دوهم بيگناه و بي سلاح و بي دفاع هستند. ولي اينها چون زورشان به ما نمي رسد، خشم، دشمني، کينه و عداوت خود را روي مردم بيگناه خالي مي کنند. اصلا آنها ما را نه فقط مسلمان، که اصلا انسان هم نمي دانند. به خدا قسم ما در منطقه مشکلاتي داريم که فکر نکنم در هيچ گوشه دنيا باشد. الان وضعيت اقتصادي بسته است، مردم نمي توانند کار وبار کنند. 50 هزار 60 هزار نفر از مردم بلوچستان طريق ارتزاق شان فقط مرزهاي پاکستان و افغانستان بوده که آنها را مسدود کرده اند. مردم را با دو تاقه پارچه مي گيرند به رگبار گلوله مي بندند. مردم با دو تا صندوق مرغ از پاکستان مي آيند آنها را مي گيرند. پس چکار کنند؟ مردم ناچارند. براي امرار معاش ناچارند. وقتي همه اين راه ها را مي بندند مردم طرف دزدي و فساد و اعمال ناشايست مي روند. يعني حکومت خودش مي خواهد مردم اينطور باشند، براي اينکه مي خواهد اهل سنت سرکوب شوند، از بين بروند.

مسائل ريشه اي تر است. مي خواهيد با چهار گروگان حلش کنيد؟
نه. ما اين عمليات را کرديم و از دولت خواستيم بيايند مسئله را ريشه اي حل کنند. اما آنها جواب ما را با منطق زور مي دهند. 22 هزار نيرو فرستاده اند به منطقه و هر که را سر راهشان مي بينند مي گيرند و مي زنند و مي کشند. هيچ کس هم در دنيا صداي ما را نمي شنود. کجا هستند اين سازمان هاي حقوق بشري؟ چرا صداي ما را نمي شنوند؟

آقاي ريگي، مطمئن هستيد که دست اينها به شما نمي رسد؟
ما مطمئن هستيم.

از کجا؟
از اينجا که ما در درگيري هاي زيادي اين ماموران را تجربه کرده ايم. اينها ادعاهاي بزرگ بزرگ مي کنند، ولي در عمل اين طوري نيست. در يک درگيري با ما 200 تا ماشين آوردند با 1700 تا نيرو. از زمين و هوا هم حمله کردند. حمله از 7 صبح شروع شد تا 5/4 ما نگفتيم آتش بس. خود دولتي ها زنگ زدند که بگذاريد ما جنازه هايمان را جمع کنيم. ما اينها را کاملا مي شناسيم، قدرت شان را مي دانيم. دست شان به ما نمي رسد، به مردم بيگناه مي رسد.

براي اينکه شما مي توانيد حمله کنيد و بعد برگرديد پاکستان.
نه. آنها به خاطر اينکه افکار عمومي را قانع کنند، و چون از شرمندگي جواب ديگري ندارند بدهند، اين چيزها را مي گويند. ما آن شبي که عمليات شد در کمال آرامش از صحنه عمليات بيرون آمديم، رفتيم افغانستان ـ و نه پاکستان ـ و بعد هم برگشتيم به خاک ايران. مقامات افغان هم اين را گفتند، ولي اينها چسبيده اند به پاکستان. من انکار نمي کنم. بسياري از افراد ما در خاک پاکستان هستند. خانواده ها و کساني که مجبور به فرار شده اند. با زن و بچه ها. ولي افرادي که کار عملياتي مي کنند در خاک ايران هستند.

يعني شما الان در خاک ايران هستيد؟
من؟

بله.
من در خاک ايران هستم.

آقاي ريگي! رابطه شما با ايران چيست؟ دنبال بحث جدايي هستيد؟
اگر آنها به خواسته هاي ما توجه نکنند و سياست هاي شوم خود را در منطقه اجرا کنند، تا وقتي هستند ما با آنها همين وضع را داريم. الان اينجا شيعيان مي توانند عقايد خود را علنا اعلام کنند، ولي اگر اهل سنتي بلند شود و نکته کوچکي بگويد او را مي گيرند و گوشه زندان مي خوابانند. وضع معيشت مان هم که اين است. ما در چنين وضعيتي اصلا نمي توانيم زندگي کنيم. اين زندگي نيست. ما به اين نتيجه رسيده ايم که مرگ به اين زندگي ترجيح دارد.

من پرسيدم رابطه با ايران. شما خود را ايراني مي دانيد؟
بله. ما ايراني هستيم. ايران وطن ماست، آب و خاکش متعلق به همه ايرانيان است. ما نمي خواهيم وحدت ملي و يکپارچگي از بين برود. من خودم مستقيم و بدون هراس با همه مقامات حرف مي زنم. گفته ام که ما نمي خواهيم وضع منطقه خراب شود، آن هم در اين شرايط و موقعيتي که ايران در آن هست. ولي اگر اين سياست ها در مورد ما اعمال شود ما مجبوريم سياستي را انتخاب کنيم که ما را به پيروزي نزديک مي کند. اگر شما با زور به ماجواب بدهيد، از نظر ما هيچ فرقي بين شما و يک بيگانه نيست. اين را صراحتا گفته ام، ولي اينها فکر مي کنند وقتي ما از مذاکره حرف مي زنيم، براي اين است که ضعيف هستيم. آنها همه را مثل خودشان مي دانند. آنها چون خودشان هر وقت ضعيف هستند حرف از مذاکره مي زنند، فکر مي کنند بقيه هم همين طورهستند. ولي ما ضعيف نيستيم. به خاطر برخي مصالح سياسي، اجتماعي و منطقه اي؛ و به خاطر اينکه ما ايراني هستيم و نمي خواهيم مشکل ايجاد بشود، مايل به مذاکره ايم.

فکر مي کنيد آنها زندانيان شما را آزاد کنند؟ به نظر نمي آيد.
مهلت ما الان تمام شده. البته از اين مهلت چند روزي هم بيشتر صبر مي کنيم، اگر حل نشد دست به اقدام ديگري مي زنيم و افراد بزرگ تري را مي گيريم. از آدم هاي اصلي شان مي گيريم. آن وقت معامله مي کنند


نوشته شده توسط جندالله در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت